تهران همیشه شلوغ بود، اما برای من بعد از تو، فقط یک صدای ممتد بود؛ مثل نویزی که هیچوقت قطع نمیشود. آدمها میخندیدند، عاشق میشدند، جدا میشدند، زندگی میکردند… و من فقط زندگیِ فرضیام را با تو ادامه میدادم.
تهران همیشه شلوغ بود، اما برای من بعد از تو، فقط یک صدای ممتد بود؛ مثل نویزی که هیچوقت قطع نمیشود. آدمها میخندیدند، عاشق میشدند، جدا میشدند، زندگی میکردند… و من فقط زندگیِ فرضیام را با تو ادامه میدادم.