درباره کتاب گرگ بیابان (هرمان هسه):
این رمان که در سال ۱۹۲۷ منتشر شده، دهمین اثر هرمان هسه و یکی از مهمترین رمانهای مدرنیسم عالی آلمان به شمار میرود و در کنار آثاری چون «کافکا، قصر» و «توماس مان، کوه جادو» قرار میگیرد. این کتاب روایتگر وضعیت روشنفکری به نام هری هالر است که پس از جنگ جهانی اول جامعه بورژوا را نکوهش میکند و خود را میان دو قطب متضاد «انسان» و «گرگ» سرگردان میبیند. هسه در این رمان با تلفیق رئالیسم، سوررئالیسم و روانکاوی یونگی، نظریه «تعدد نفس» را پیش میکشد و نشان میدهد که انسان نه دو تا، بلکه صدها و هزاران نفس دارد. نقطه عطف داستان ورود به «تئاتر جادویی» است، فضایی توهمزا با صدها در که هرکدام دری به سوی گوشهای از ناخودآگاه و خواستههای سرکوبشده هری میگشاید. هسه که خود در اواسط دهه ۱۹۲۰ دچار فروپاشی روحی و ازدواجی ناموفق بود، بحران شخصی خود را در این رمان به تصویر کشیده است. این کتاب در دهه ۱۹۶۰ به اثری کالت در میان جنبش ضدفرهنگی آمریکا تبدیل شد و گروه موسیقی استپنولف نام خود را از آن گرفته است. برخلاف برداشت اولیه بسیاری از خوانندگان، هسه تأکید داشت که این رمان در نهایت کتابی درباره «شفا و رهایی» است، نه ناامیدی و خودکشی، و راه حل این تعارض را در «شوخطبعی» میجوید؛ همان نیرویی که میتواند همه قطبهای متضاد زندگی را در خود حل کند.