درباره کتاب آگاهی و مایا (رابرت آدامز):
این کتاب در دسته آثار فلسفه شرقی و ادویته ودانته (non-duality) قرار دارد و حاصل جلسات پرسش و پاسخی است که آدامز در سالهای پایانی زندگی خود در سال ۱۹۹۲ برگزار کرده است . آدامز در این جلسات، مایا را به پوست پیازی تشبیه میکند که باید لایه به لایه کنار رود تا به هسته اصلی یعنی «هیچچیز» یا «خودِ پیش از تولد» رسید . او استدلال میکند که تمام تلاشهای خیرخواهانه و «نیکی کردن» در جهان، خود بخشی از بازی مایا و دوگانگی خیر و شر هستند، چراکه وجود درد و رنج را پیشفرض میگیرند . آدامز از شاگردان میخواهد به جای تغییر جهان، از دوگانگی «فراتر روند» و به مقام «تماشاگر» نابی دست یابند که در آن دیگر هیچ چیز «اشتباه» دیده نمیشود . او با مثالی ملموس از تجربه «جهاننمای استودیو یونیورسال» توضیح میدهد که چگونه ذهن میتواند به یقین بداند تونلی ثابت است اما احساس چرخش داشته باشد؛ این همان مایا یا قدرت فریبِ ظاهر بر ذهن شرطیشده است . این کتاب بر خلاف بسیاری از متون عرفانی، بر «رهایی برای همه موجودات» تأکید دارد؛ به گفته آدامز، کسی که به آگاهی ناب دست یابد، آن رهایی را برای تمام جهان به ارمغان آورده است . همچنین او هشدار میدهد که «نادیده گرفتن» مشکلات جهان نیز مانند درگیرشدن با آنها، خود اعتقاد به واقعی بودنشان است و راه درست، «عبور از» آنهاست، نه مقابله یا فرار .