درباره کتاب انسانی که هرگز نخواهی شد (ارنست همینگوی):
این رمان کوتاه که داستانی از مجموعه «برنده هیچ نمیبرد» (۱۹۳۳) است، روایتی تکاندهنده و روانشناسانه از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در شخصیت نمادین داستانهای همینگوی، نیک آدامز، ارائه میدهد. داستان از جایی آغاز میشود که نیک که با کلاه ایمنی ارتش آمریکا به منطقه جنگی فوسالتا در ایتالیا میرود، با سروانی به نام پاراویچینی دیدار میکند تا مأموریتی نمایشی را انجام دهد. در این میان، خاطرات مربوط به زخمی شدنش در ناحیه سر و تصویر چشمان سرباز اتریشی به صورت کابوسوار بارها و بارها به او هجوم میآورند. همینگوی با تکنیک «کوه یخ» خود، لایههای پنهان روان یک سرباز جنگزده را در گفتوگوهای ساده اما رازآلودش به تصویر میکشد. فضای داستان سرشار از ویرانههای ناشی از گاز خردل، جنازههای پراکنده، و سکوت سنگینی است که به خوبی پوچی و فرسودگی پس از جنگ را مجسم میکند.