درباره کتاب شوربختان شبهای قطبی سربهزیر (فئودور داستایفسکی):
این رمان کوتاه از آثار عاشقانه و روانکاوانه داستایفسکی به شمار میرود که در سال ۱۸۴۸ و پیش از دوران تبعید و آثار سنگین بعدی او منتشر شده است. برخلاف رمانهای مشهورش مانند «جنایت و مکافات»، این کتاب فضایی ملایمتر، شاعرانهتر و سرشار از تغزل دارد. قهرمان داستان، «رویابین» (Dreamer)، که نویسنده حتی نامی هم به او نمیدهد، نمونه کامل «انسان زائد» در ادبیات روسیه است؛ موجودی که بین واقعیت تلخ و خیالات شیرین زندگی میکند. ساختار داستان بر اساس چهار شبانه گفتوگو بنا شده و در پایان، شخصیت اصلی با وجود عشق نورسیده، با فروتنی و رضایت کنار میکشد و لقب «سربهزیر» را برای خود برمیگزیند. داستایفسکی در این شاهکار ظریف، به زیبایی تنهایی شهری مدرن و تفاوت میان «عشق رؤیایی» با «عشق واقعی» را به تصویر کشیده و نمادی از خود را در قالب «نستنکا» به اسطورههای ادبیات جهان تقدیم کرده است.